ترجمه "brittle" به فارسی
شکننده, ترد, تافی بهترین ترجمه های "brittle" به فارسی هستند.
brittle
adjective
noun
دستور زبان
Inflexible, may break or snap easily under stress or pressure. [..]
-
شکننده
adjectiveThey are quite brittle. So you've only got a part of one there.
آنها بسیار شکننده هستند. بنابراین فقط به بخشی از آن دسترسی دارید.
-
ترد
adjective -
تافی
noun
-
ترجمه های کمتر
- زودشکن
- (بیشتر در مورد صدا) زیر
- (مجازی) آسیب پذیر
- انعطاف ناپذیر
- بلند و تیز
- بی دوام
- سخت و خمش ناپذیر
- سرد و بی محبت
- نوعی آب نبات ترد و آجیل دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brittle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brittle" با ترجمه به فارسی
-
سالیکس فراژیلیس
-
ستاره شکننده
-
ترد · تردی · شکنندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن