ترجمه "broach" به فارسی

سیخ, میله, برش بهترین ترجمه های "broach" به فارسی هستند.

broach verb noun دستور زبان

A series of chisel points mounted on one piece of steel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیخ

    adjective noun
  • میله

  • برش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (زبانه یا تیغه ی دستگاهی که برای ایجاد یا گشاد کردن سوراخ به کار می رود) زبانه ی مته
    • بشکه سوراخ کن
    • به موضوعی (معمولا ناخوشایند) اشاره کردن
    • تخلف کردن از
    • سنجاق سینه
    • سوراخ (ایجاد شده توسط مته)
    • سوراخ کردن بشکه
    • سوراخی که در بشکه ی آبجو و شراب وغیره می کنند تا محتویات آن را بیرون بیاورند
    • سیخ کباب
    • فراخ کردن (سوراخ یا دهانه)
    • لب گشادن
    • مطرح کردن
    • پیش کشیدن (مطلب)
    • گشاد کردن (سوراخ)
    • گل سینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broach " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "broach" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه