ترجمه "broad" به فارسی
پهن, عریض, وسیع بهترین ترجمه های "broad" به فارسی هستند.
broad
adjective
noun
دستور زبان
(of a person or object) wide in extent or scope [..]
-
پهن
adjectiveHe caught a glimpse of the broad, smooth, black and piebald back of Hollandka.
پشت پهن و سفید و سیاه ماده گاوهای فریزی ، برق میزد.
-
عریض
The shore is too broad, the water too deep.
کرانه ساحل خیلی عریض و آب خیلی عمیقه
-
وسیع
adjectiveIn the broad sense that means they're birds.
اگه بخواییم وسیع بهش نگاه کنیم خفاش ها پرنده ان.
-
ترجمه های کمتر
- گسترده
- فراخ
- پهناور
- کلی
- باز
- گشاد
- صاف
- آشکار
- جامع
- واضح
- گشاده
- آزادمنش
- ضعیفه
- اصلی
- پخش
- اغماضگر
- فراخناک
- لیبرال
- جادار
- قبیح
- آزاده
- مفصل
- (امریکا - خودمانی - ناخوشایند) زن
- (در مورد لهجه و گویش محلی) غلیظ
- (زبان شناسی) هجای بلند (مثل صدای A در واژه ی : father)
- آسان فهم
- با گذشت
- بی ادبانه
- خارج از نزاکت
- پر مدارا
- پر پهنا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " broad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Broad
-
، بدکاره، زن هرزه، خیره زن، پاره
تصاویر با "broad"
عباراتی شبیه به "broad" با ترجمه به فارسی
-
باقلاها · باقلاي علوفهاي · لوبياهاي بزرگ و پهن · لوبياهاي پهن
-
مهر رسمی ایالتی (در امریکا) · مهر رسمی کشور
-
(گیاه شناسی) پهن برگ (در مقابل سوزنی برگ)
-
(انگلیس) نشان پیکان سرپهن (که بر اموال دولتی می گذارند) · تیر سرپهن · پیکان دارای سر پهن و قلابدار
-
(گیاه شناسی) لوبیا پهن (نوعی باقلا به نام لاتین Vicia faba از خانواده ی pea) · باقلا
-
نام قدیمی : long jump · پرش طول
-
دارای گونه های متعدد · موثر در مقابل گونه های متعددی از ریز زیوی ها (میکرو ارگانیسم ها) · چندسان · گسترده اثر · گوناگون
-
آنتی بیوتیکهای گستردهاثر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن