ترجمه "broadcaster" به فارسی

فرستنده, گوینده, پخشکننده بهترین ترجمه های "broadcaster" به فارسی هستند.

broadcaster noun دستور زبان

An organisation that engages in the activity of broadcasting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرستنده

    the space of mass travel, the Internet, satellite broadcasters

    فضای سفرهای انبوه، اینترنت، فرستنده های ماهواره ایی —

  • گوینده

    noun particle

    even someone like me could become a broadcaster.

    حتی کسی مثل من هم می تواند یک گوینده باشد.

  • پخشکننده

    person working in broadcasting

  • ترجمه های کمتر

    • شایع کننده
    • پخش کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broadcaster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "broadcaster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "broadcaster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه