ترجمه "broadly" به فارسی
عموما, بطوروسیع, بابسط معنی بهترین ترجمه های "broadly" به فارسی هستند.
broadly
adverb
دستور زبان
In a wide manner, liberally, in a loose sense. [..]
-
عموما
The talk will be broadly about energy,
این صحبت عموما در رابطه با انرژی خواهد بود.
-
بطوروسیع
-
بابسط معنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " broadly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن