ترجمه "brocade" به فارسی

زربفت, زری, طرح برجسته بر پارچه دوختن بهترین ترجمه های "brocade" به فارسی هستند.

brocade verb noun دستور زبان

(countable, uncountable) A thick heavy fabric into which raised patterns have been woven. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زربفت

    textile produced by brocading, typically richly figured and incorporating metal thread

    in Horns often cotton and wool, in Hama brocaded silks.

    در حمص ا لب پنبه و پشم و در حماه پارچههای زربفت و ابریشمی تولید میگردید،

  • زری

    noun

    what with that ringing, and with the rustle of silk and brocade and fine linen,

    با این صداها، و با صدای سایش ابریشم و زری و کتان،

  • طرح برجسته بر پارچه دوختن

  • ترجمه های کمتر

    • پارچه ی زربفت
    • پارچه ی مزین به گلدوزی برجسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brocade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brocade" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brocade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه