ترجمه "brocaded" به فارسی
زربفت, گلدار بهترین ترجمه های "brocaded" به فارسی هستند.
brocaded
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of brocade. [..]
-
زربفت
in Horns often cotton and wool, in Hama brocaded silks.
در حمص ا لب پنبه و پشم و در حماه پارچههای زربفت و ابریشمی تولید میگردید،
-
گلدار
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brocaded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن