ترجمه "brook" به فارسی
جویبار, نهر, جوی بهترین ترجمه های "brook" به فارسی هستند.
(transitive, obsolete, except in Scots) To use; enjoy; have the full employment of. [..]
-
جویبار
nounA yellow brook burbled through a mountain pass.
جویبار زردی قل قل کنان از میان راه کوهستانی گذشت.
-
نهر
nounand on the right a small brook gurgled cheerily east.
در قسمت راست، نهر کوچکی با خوشحالی به طرف شرق قل قل میکرد.
-
جوی
nounA brook ran out of it, with a tranquil littlenoise.
جوی کوچکی با صد یا ملایم از آن جاری میشد.
-
ترجمه های کمتر
- rud
- تکاب
- مادی
- جو
- (معمولا به صورت منفی با: not و no) تحمل کردن
- ایستادگی کردن
- تاب آوردن
- جلو آمدن
- زیر بار رفتن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- نهر (کوچکتر از رود و بزرگتر از جوی)
- وفا کردن
- یارای چیزی را داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brook " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname for someone living by a brook. [..]
"Brook" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brook در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "brook"
عباراتی شبیه به "brook" با ترجمه به فارسی
-
جويبارها · رودخانهها · رودها · ريزابهها
-
دانشگاه استونی بروک
-
1481 عده ای از نویسندگان امریکایی درآنجا دست به ایجاد یک همزیستگاه آزمایشی زدند · مزرعه ی بروک در نزدیکی شهر بوستون در ایالت ماساچوست (امریکا) که بین سال های 7
-
روپرت بروک (شاعر انگلیسی)
-
(جانور شناسی) قزل آلای نهری (Salvelinus fontinalis - بومی امریکای شمالی) · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ
-
رشته کوه های بروکس (در شمال آلاسکا - از خاور به باختر امتداد دارد)
-
(عامیانه) زد و خورد (با سر و صدا و خشونت) · بزن بزن · محشر