ترجمه "brownie" به فارسی

جن, وصله, پری بهترین ترجمه های "brownie" به فارسی هستند.

brownie noun دستور زبان

a small rich cake, usually made with chocolate, usually brown and square. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جن

    noun

    so theres a brownie and a boggart

    يعني يك پري و يك جن هست

  • وصله

    noun
  • پری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مردم باور) جن قهوه ای فام که به مردم کمک می کند B( -2 بزرگ) عضو گروه پیشاهنگی دختران بین شش و هشت ساله (عنوان کامل : brownie girl scouts)
    • نان شیرینی قهوه ای (دارای شکلات و جوز)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brownie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brownie noun دستور زبان

(Britain, Canada, Australian) A junior Girl Guide [..]

+ اضافه کردن

"Brownie" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brownie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "brownie"

عباراتی شبیه به "brownie" با ترجمه به فارسی

  • امتیازی که کارمند در اثر خدمات کوچک نسبت به رئیس خود کسب می کند · خوش خدمتی نسبت به ارباب · دین رئیس
اضافه کردن

ترجمه های "brownie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه