ترجمه "brownish" به فارسی
قهوه ای, مایل یه قهوه ای یاخرمایی بهترین ترجمه های "brownish" به فارسی هستند.
brownish
adjective
دستور زبان
Of a colour which resembles brown; somewhat brown. [..]
-
قهوه ای
adjectiveMost of the Drogheda dogs were kelpies, coated in rich brownish tan with creamy paws, chests and eyebrows
بیشتر سگهای درویدا از نژاد اروپایی بودند که پشمهای انبوه قهوه ای سوخته و پنجهها و سینه و پیشانی کرم داشتند.
-
مایل یه قهوه ای یاخرمایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brownish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن