ترجمه "bruise" به فارسی
کبودی, زدن, کوفتگی بهترین ترجمه های "bruise" به فارسی هستند.
bruise
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To strike (a person), originally with something flat or heavy, but now specifically in such a way as to discolour the skin without breaking it. [..]
-
کبودی
type of hematoma
There was to be no blood or bruise above the Adam's apple.
بالای گردن نباید کبودی یا خونریزی با شه.
-
زدن
verb -
کوفتگی
nounMinor first degree burn and a bruised collar bone.
سوختگی جزئی درجه اول و کوفتگی استخوان ترقوه.
-
ترجمه های کمتر
- کوبیدن
- آزار
- رنجاندن
- آزردن
- کوفتن
- آزردگی
- رنجه
- (آسیب به بافت بدنی به واسطه ی ضربه و غیره بدون پاره شدن پوست و معمولا همراه با کبود شدگی) کوفتگی
- (احساسات کسی را) جریحه دار کردن
- (میوه) آبگز شدن
- کبود شدگی پوست
- کبود کردن یا شدن
- کوفته کردن یا شدن
- کینه ورزیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bruise"
عباراتی شبیه به "bruise" با ترجمه به فارسی
-
خسارت فيزيكي · خسارت مکانیکی · لهشدگي فراوردهها
-
آسيبهاي تروماتيك · ضایعهها · ضربه · لیژنها
-
سائید · ضربه خورد · کبود شده · کوباند · کوبید · کوفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن