ترجمه "brunt" به فارسی

بار, ضربه, لطمه بهترین ترجمه های "brunt" به فارسی هستند.

brunt noun دستور زبان

The full adverse effects of; the chief consequences or negative results of a thing or event. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بار

    noun

    Whatever might be its effect, however, she must stand the brunt of it again that very day.

    اما، هرچه بـود یـا نـبود، میبایست آن روز یک بار دیگر هم شعلههای این احساس را تحمل کند.

  • ضربه

    noun
  • لطمه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سنگینی
    • (در اصل) ضربه ی شدید
    • (در مورد تحمل مشقت یا حمله وغیره) بخش عمده
    • اثر ضربه یا حمله
    • بیشترین فشار یا سختی هر چیزی
    • حمله ی شدید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brunt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "brunt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه