ترجمه "brusquely" به فارسی
تند, باشدت لحن, بی ادبانه بهترین ترجمه های "brusquely" به فارسی هستند.
brusquely
adverb
دستور زبان
In a brusque manner; abruptly; rudely. [..]
-
تند
adjective adverbI wish you would leave me out of your conversation, Mr. Clutton, said Miss Price brusquely.
میس پرایس با لحنی تند گفت : خواهش میکنم مرا توی صحبتهایتاننیاورید، آقای کلوتن.
-
باشدت لحن
-
بی ادبانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brusquely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brusquely" با ترجمه به فارسی
-
تندی · شدت لحن
-
(در رفتار و طرز حرف زدن) خشن و ناگه گوی · اجمالی · اهل پزگ زدن · بی حوصله (brusk هم می نویسند) · تشری · قلمبه گو · کوتاه ومختصر
-
(در رفتار و طرز حرف زدن) خشن و ناگه گوی · اجمالی · اهل پزگ زدن · بی حوصله (brusk هم می نویسند) · تشری · قلمبه گو · کوتاه ومختصر
-
تندی · شدت لحن
-
(در رفتار و طرز حرف زدن) خشن و ناگه گوی · اجمالی · اهل پزگ زدن · بی حوصله (brusk هم می نویسند) · تشری · قلمبه گو · کوتاه ومختصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن