ترجمه "brusqueness" به فارسی
تندی, شدت لحن بهترین ترجمه های "brusqueness" به فارسی هستند.
brusqueness
noun
دستور زبان
The state or quality of being brusque. [..]
-
تندی
When he swung about, the skirt of his soutane was inflated slightly by the brusqueness of his movements.
وقتی عاقبت چرخید دنباله ردایش به خاطر تندی حرکتش انگار باد خورده باشد لحظهای به اهتزاز در آمد.
-
شدت لحن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brusqueness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brusqueness" با ترجمه به فارسی
-
(در رفتار و طرز حرف زدن) خشن و ناگه گوی · اجمالی · اهل پزگ زدن · بی حوصله (brusk هم می نویسند) · تشری · قلمبه گو · کوتاه ومختصر
-
باشدت لحن · بی ادبانه · تند
-
(در رفتار و طرز حرف زدن) خشن و ناگه گوی · اجمالی · اهل پزگ زدن · بی حوصله (brusk هم می نویسند) · تشری · قلمبه گو · کوتاه ومختصر
-
باشدت لحن · بی ادبانه · تند
-
(در رفتار و طرز حرف زدن) خشن و ناگه گوی · اجمالی · اهل پزگ زدن · بی حوصله (brusk هم می نویسند) · تشری · قلمبه گو · کوتاه ومختصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن