ترجمه "bubbling" به فارسی
حباب ساز، کف آلود, گازدار بهترین ترجمه های "bubbling" به فارسی هستند.
bubbling
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of bubble. [..]
-
حباب ساز، کف آلود
-
گازدار
adjectiveThe questions kept coming up again and again, like bubbles in a case of soda.
تمام سوالات در ذهنم مثل حبابهاي يه نوشابه گازدار تکرار و تکرار مي شدند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bubbling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bubbling" با ترجمه به فارسی
-
گنبدک فرانما و ضد گلوله (که در مراسم رسمی و غیره رهبران سیاسی زیر آن می نشینند)
-
حباب صابون · هر چیز توخالی و زود گذر · کف صابون
-
حباب بالا دادن
-
(فیزیک) گنبدک حبابی (محفظه ای که پر است از آبگونه ی بسیار گرم و در آن از حرکت و تصادم ذرات اتمی عکس برداری می کنند)
-
سرهم بندی كردن، استفاده از امكانات ابتدايی برای به انجام رساندن ايده يا كاری
-
تنبوشه · قلیان · لوله اب
-
حباب اقتصادی
-
حباب باد ستارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن