ترجمه "bubbly" به فارسی
شامپانی, (خودمانی) شامپاین, آدم خوشحال و اجتماعی بهترین ترجمه های "bubbly" به فارسی هستند.
bubbly
adjective
noun
دستور زبان
(informal) Champagne. [..]
-
شامپانی
noun -
(خودمانی) شامپاین
-
آدم خوشحال و اجتماعی
-
ترجمه های کمتر
- حباب مانند
- پر حباب
- پر گاز و جوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bubbly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bubbly" با ترجمه به فارسی
-
گنبدک فرانما و ضد گلوله (که در مراسم رسمی و غیره رهبران سیاسی زیر آن می نشینند)
-
حباب صابون · هر چیز توخالی و زود گذر · کف صابون
-
حباب بالا دادن
-
(فیزیک) گنبدک حبابی (محفظه ای که پر است از آبگونه ی بسیار گرم و در آن از حرکت و تصادم ذرات اتمی عکس برداری می کنند)
-
سرهم بندی كردن، استفاده از امكانات ابتدايی برای به انجام رساندن ايده يا كاری
-
تنبوشه · قلیان · لوله اب
-
حباب اقتصادی
-
حباب باد ستارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن