ترجمه "buckling" به فارسی

کمانش ترجمه "buckling" به فارسی است.

buckling adjective noun verb دستور زبان

(geology) A folding into hills and valleys. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمانش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buckling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "buckling"

عباراتی شبیه به "buckling" با ترجمه به فارسی

  • (در اثر فشار یا حرارت شدید) خم شدن · (در مورد کمربند و تسمه و غیره) سگک · (مهجور) گلاویز شدن · ابزیم · بستن (کمربند و غیره) · بستن سگک · تاب · تاب برداشتن · تزیین گیره مانند · خمش · درگیر شدن · سگك · سگک · سگک کفش · شیر · قلاب · قلاب کردن یا شدن · قلاب کمربند · هر وسیله ی سگک مانند · وارد کشمکش شدن · چروکیده شدن · چپ راست · کمانش · کیس · کیس کردن · گیره
  • (در اثر فشار یا حرارت شدید) خم شدن · (در مورد کمربند و تسمه و غیره) سگک · (مهجور) گلاویز شدن · ابزیم · بستن (کمربند و غیره) · بستن سگک · تاب · تاب برداشتن · تزیین گیره مانند · خمش · درگیر شدن · سگك · سگک · سگک کفش · شیر · قلاب · قلاب کردن یا شدن · قلاب کمربند · هر وسیله ی سگک مانند · وارد کشمکش شدن · چروکیده شدن · چپ راست · کمانش · کیس · کیس کردن · گیره
اضافه کردن

ترجمه های "buckling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه