ترجمه "bud" به فارسی
غنچه, بوژنه, نوگل بهترین ترجمه های "bud" به فارسی هستند.
bud
verb
noun
دستور زبان
A newly formed leaf or flower that has not yet unfolded. [..]
-
غنچه
nounnewly formed leaf or flower that has not yet unfolded [..]
The winter wore away, and in the parks the trees burst into bud and into leaf.
زمستان هم دامنکشان رفت، و در پارکها درختان به غنچه افتادند و برگ دادند.
-
بوژنه
newly formed leaf or flower that has not yet unfolded
-
نوگل
newly formed leaf or flower that has not yet unfolded
-
ترجمه های کمتر
- حشیش
- غنچه دادن
- شکوفه
- جنین
- رفیق
- جوانه
- تنیدن
- گنبده
- تکمه
- (امریکا- خودمانی - مخفف : buddy) دوست
- (شیرازی) کاکو
- (گیاه شناسی) جوانه
- آدم بی تجربه
- برجستگی یا قلمبه شدگی بر بدن برخی جانداران رده های پایین (مثل ابرهای دریایی) که از طریق غیرجنسی تولید شده و تبدیل به جاندار جدیدی می شود
- جوان و پر حرارت بودن
- جوانه زدن
- در حال رشد
- شروع به رشد کردن
- غنچه کردن
- نو پا و پر نوید بودن
- پیوند زدن
- کم رشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bud
noun
proper
دستور زبان
A male nickname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bud" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bud در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bud"
عباراتی شبیه به "bud" با ترجمه به فارسی
-
تركه جوانهدار · جوانهها · چشمكها
-
(گیاه شناسی) جوانه ی آمیخته (که هم برگ و هم گل ایجاد می کند)
-
(گیاه شناسی) جوانه ی برگ
-
(گیاه شناسی) جوانه پوش (نیام کاغذ مانندی که جوانه ی برخی گیاهان را در زمستان می پوشاند) · پولک جوانه
-
جوانهآغازی · شروع جوانهآغازی
-
گلدان باریک و بلند (شیشه ای یا چینی)
-
(در جانداران رده ی پایین مانند ابرهای دریایی) تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار · در حال رشد · شکوفا · پر نوید · پیوند جوانه · کوپیوند
-
شکوفه · غنچه گل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن