ترجمه "buds" به فارسی
جوانهها, تركه جوانهدار, چشمكها بهترین ترجمه های "buds" به فارسی هستند.
buds
verb
noun
Plural form of bud. [..]
-
جوانهها
the melting snow fell drop by drop from the buds to the grass.
برف که در حال آب شدن بود قطره قطره از نوک جوانهها بر روی علفها میریخت.
-
تركه جوانهدار
-
چشمكها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buds
noun
plural of [i]Bud[/i]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Buds" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Buds در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "buds" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) جوانه ی آمیخته (که هم برگ و هم گل ایجاد می کند)
-
(گیاه شناسی) جوانه ی برگ
-
(گیاه شناسی) جوانه پوش (نیام کاغذ مانندی که جوانه ی برخی گیاهان را در زمستان می پوشاند) · پولک جوانه
-
جوانهآغازی · شروع جوانهآغازی
-
گلدان باریک و بلند (شیشه ای یا چینی)
-
(در جانداران رده ی پایین مانند ابرهای دریایی) تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار · در حال رشد · شکوفا · پر نوید · پیوند جوانه · کوپیوند
-
شکوفه · غنچه گل
-
(امریکا- خودمانی - مخفف : buddy) دوست · (شیرازی) کاکو · (گیاه شناسی) جوانه · آدم بی تجربه · برجستگی یا قلمبه شدگی بر بدن برخی جانداران رده های پایین (مثل ابرهای دریایی) که از طریق غیرجنسی تولید شده و تبدیل به جاندار جدیدی می شود · بوژنه · تنیدن · تکمه · جنین · جوان و پر حرارت بودن · جوانه · جوانه زدن · حشیش · در حال رشد · رفیق · شروع به رشد کردن · شکوفه · غنچه · غنچه دادن · غنچه کردن · نو پا و پر نوید بودن · نوگل · پیوند زدن · کم رشد · گنبده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن