ترجمه "buffered" به فارسی
با میانگیر, میانگیردار بهترین ترجمه های "buffered" به فارسی هستند.
buffered
adjective
verb
دستور زبان
Using a buffer. [..]
-
با میانگیر
-
میانگیردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buffered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "buffered" با ترجمه به فارسی
-
کفشوی برقی
-
حافظه میانگیر دایره ای
-
حافظه میانگیر
-
محلول بافر
-
سرریز بافر
-
محلول نمک فسفات با خاصیت بافری
-
بافرها · ظرفیت بافری
-
سرریز پشته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن