ترجمه "bulg" به فارسی
بلغارستان, بلغارستانی بهترین ترجمه های "bulg" به فارسی هستند.
bulg
-
بلغارستان
proper -
بلغارستانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bulg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bulg" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) سود · آماس · اخراج · افزایش ناگهانی (در اندازه یا ارزش و غیره) · امتیاز · برآمده کردن یا شدن · برآمدگی · برجستگی · برغلانیدن · بیرون زدن · تحدب · تورم · درجیب گذاردن · شکم دادن · شکم دادگی · صعود · ضربت · قلمبه شدن · قلمبه شدگی · قوز · مزیت · ورغلیدن · ورقلمبیدن · ورم · پلخیدن · پیش آمدگی (به ویژه در خط جبهه ی جنگ) · پیشرفتگی · کوهان · کیس · کیس کردن
-
بولگ
-
بادکرده
-
بادکرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن