ترجمه "bulge" به فارسی
برآمدگی, صعود, ورم بهترین ترجمه های "bulge" به فارسی هستند.
bulge
verb
noun
دستور زبان
Something sticking out from a surface. [..]
-
برآمدگی
nounand the series of wrinkles in the sleeves that advertised bulging biceps muscles.
و چروکهای آستینهایش که برآمدگی عضلات دو سر بازوهایش را نشان میداد خیره شدند.
-
صعود
-
ورم
nounBasically a small bulge in the artery.
به زبون ساده ، يه ورم توي شاهرگ
-
ترجمه های کمتر
- کیس
- برجستگی
- برغلانیدن
- ورغلیدن
- ورقلمبیدن
- پلخیدن
- پیشرفتگی
- کوهان
- تحدب
- آماس
- قوز
- مزیت
- تورم
- ضربت
- امتیاز
- اخراج
- (عامیانه) سود
- افزایش ناگهانی (در اندازه یا ارزش و غیره)
- برآمده کردن یا شدن
- بیرون زدن
- درجیب گذاردن
- شکم دادن
- شکم دادگی
- قلمبه شدن
- قلمبه شدگی
- پیش آمدگی (به ویژه در خط جبهه ی جنگ)
- کیس کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bulge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bulge"
عباراتی شبیه به "bulge" با ترجمه به فارسی
-
بلغارستان · بلغارستانی
-
بولگ
-
بادکرده
-
بادکرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن