ترجمه "bulldozer" به فارسی
بولدوزر, خاکبردار, آدم زورگو بهترین ترجمه های "bulldozer" به فارسی هستند.
bulldozer
verb
noun
دستور زبان
A tractor with a blade in front used for pushing earth and rocks and building debris and for coarse preliminary surface grading. [..]
-
بولدوزر
nountractor [..]
And I had that house of your father's bulldozed to the ground.
و دادم با بولدوزر اون خونه پدرت رو خراب کردن.
-
خاکبردار
-
آدم زورگو
-
ترجمه های کمتر
- آدم کلاش
- تراکتور قاشق دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bulldozer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bulldozer"
عباراتی شبیه به "bulldozer" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) زورگویی کردن · با بولدوزر (خاکبردار) بردن یا تسطیح کردن · با تهدید وادار کردن · با خاکبردار کندن · مرعوب کردن · کلاشی کردن
-
بولدوزرها · تجهیزات خاکبرداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن