ترجمه "bumble" به فارسی
گیرکردن, اشتباه لپی کردن, اشتباه کردن بهترین ترجمه های "bumble" به فارسی هستند.
bumble
verb
noun
دستور زبان
A confusion, jumble. [..]
-
گیرکردن
verb -
اشتباه لپی کردن
-
اشتباه کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بد انجام دادن
- تلوتلو خوردن
- تپق زدن
- زشت و ناجور راه رفتن
- سرهم بندی کردن
- لکنت داشتن
- ماست مالی کردن (بیشتر می گویند: bungle)
- مرتکب خطا شدن
- من من کردن
- وزوز کردن
- گاف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bumble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bumble" با ترجمه به فارسی
-
زنبورهاي بامبل
-
بی دست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن