ترجمه "bunches" به فارسی

دسته ها ترجمه "bunches" به فارسی است.

bunches verb noun

Plural form of bunch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسته ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bunches " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bunches" با ترجمه به فارسی

  • هزینه جمعی، بهای گروه بندی شده
  • خوشه کردن
  • خوشه کردن
  • (در مورد برخی میوه ها و گل ها) خوشه · (عامیانه) گروه · (معمولا با up) انباشتن · (مهجور) قلمبه · اجتماع · ازدحام · انباشتگی · انبوه مردم · بادکردگی · برآمدگی · توده کردن · جمع · جمع کردن · جمعیت · خوشه · خوشه کردن · دسته · سنخ · شلوغی · شنگله · پاشنگ · پپتنگ · چلازه · کوخک · کوژی · گروه
  • قارچ انگور
  • term
  • پيازهاي ويلزي · پیازهای خوشهای ژاپنی
  • (انواع علف ها و چمن هایی که به صورت توده ی فشرده به هم می رویند) چمن پرپشت
اضافه کردن

ترجمه های "bunches" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه