ترجمه "bunk" به فارسی
جا, دروغ, بونک بهترین ترجمه های "bunk" به فارسی هستند.
bunk
verb
noun
دستور زبان
One of a series of berths or bed placed in tiers. [..]
-
جا
noun -
دروغ
nounI only bunk off for swimming.
دروغ میگن.فقط برای شنا نمیرم
-
بونک
-
ترجمه های کمتر
- آنکادره
- وزش
- موقعیت
- (عامیانه - در مورد سخن یا نوشته) چرند
- بیتوته کردن
- تختخواب باریک و سبک که یک سوی آن به دیوار متکی باشد (مثل تختخواب کشتی و سربازخانه)
- تختخواب سفری
- تختخواب نفرات
- جای خواب موقت دادن به
- جای خواب موقت درست کردن
- حرف مفت
- حرف چرند
- خارج از منطق
- در بونک خوابیدن
- شب را به سربردن
- نیم تخت
- گم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bunk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bunk"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن