ترجمه "bungling" به فارسی
بی دست ترجمه "bungling" به فارسی است.
bungling
adjective
noun
verb
دستور زبان
incompetent or inept [..]
-
بی دست
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bungling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bungling" با ترجمه به فارسی
-
(تعمیر یا کار) بد · اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · اشتباه کاری · اشتباه کردن · انگولک · انگولک کردن · با ناشیگری کار کردن · بد درست کردن · تعمیر بد · دستکاری و خراب کردن (چیزی) · سرهم بندی · سمبل کردن · شخص بالغ · شورتی گری · ضایع کردن · مرتکب خطا شدن · ناشیگری · ندانم کاری · ورم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن