ترجمه "bung" به فارسی
سر, در, توپی بهترین ترجمه های "bung" به فارسی هستند.
bung
adjective
verb
noun
دستور زبان
A stopper, alternative to a cork, often made of rubber used to prevent fluid passing through the neck of a bottle, vat, a hole in a vessel etc. [..]
-
سر
noun -
در
noun verb adposition -
توپی
-
ترجمه های کمتر
- چپاندن
- بستن
- (انگلیس - خودمانی) با بی دقتی پرت کردن
- (به ویژه جانور) مقعد
- (خودمانی) صدمه زدن
- (سوراخ بشکه را با چوب یا چوب پنبه و غیره) گرفتن
- (چوب پنبه یا چوب و غیره که با آن سوراخ بشکه و پیت را مسدود می کنند) سوراخ گیر
- رجوع شود به bunghole
- شورتی گری کردن
- مسدود کردن
- ناقص کردن (با up)
- چوب پنبه
- کیپ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bung
A language of Cameroon.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bung" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bung در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bung"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن