ترجمه "burger" به فارسی
همبرگر, (امریکا - عامیانه) مخفف : همبرگر, چیز برگر بهترین ترجمه های "burger" به فارسی هستند.
burger
noun
دستور زبان
(informal) A hamburger. [..]
-
همبرگر
nounA hot sandwich typically consisting of a patty of cooked ground beef placed inside a bun along with various vegetables and condiments.
Well, maybe you feel like eating a burger.
خب ، شاید حس خوردن یه همبرگر رو داشته باشی.
-
(امریکا - عامیانه) مخفف : همبرگر
-
چیز برگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Burger
noun
دستور زبان
Alternative spelling of Burgher. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Burger" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Burger در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "burger"
عباراتی شبیه به "burger" با ترجمه به فارسی
-
ساندویچ متشکل از دو قطعه نان گرد و گوشت [turkeyburger] · همبرگر [cheeseburger]
اضافه کردن مثال
اضافه کردن