ترجمه "burgh" به فارسی
شهر, قصبه, (اسکاتلند - شهرداری) حقوق به ثبت رسیده بهترین ترجمه های "burgh" به فارسی هستند.
burgh
noun
دستور زبان
(Sussex) a small mound, often used in reference to tumuli (mostly restricted to place names). [..]
-
شهر
nounat the little burgh whither I was bound, than of the charms of lea and water.
در آن موقع علاقهام به آن شهر کوچک بیشتر از علاقهام به جاذبههای چمن و آب بود.
-
قصبه
noun -
(اسکاتلند - شهرداری) حقوق به ثبت رسیده
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس ) رجوع شود به borough
- پسوند: رجوع شود به burg-
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burgh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "burgh" با ترجمه به فارسی
-
کریس دیبرگ
-
شهرک سلطنتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن