ترجمه "burled" به فارسی
کورک دار, گره دار بهترین ترجمه های "burled" به فارسی هستند.
burled
adjective
verb
Simple past tense and past participle of burl. [..]
-
کورک دار
-
گره دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "burled" با ترجمه به فارسی
-
(تنه و ریشه ی برخی گیاهان) گره · (در ریسمان یا کاموا یا الیاف و غیره) گره (که حالت زبری و پستی و بلندی به پارچه می دهد) · (نجاری) روکش یا رویه ی چوبی که گره دار باشد (مثل چوب گردو) · دارای رویه یا روکش گره دار · قلمبه شدگی · وابسته به رویه ی گره دار · گره گیری و پرداخت کردن پارچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن