ترجمه "bursa" به فارسی

کیسه, بورسا, انبانه بهترین ترجمه های "bursa" به فارسی هستند.

bursa noun دستور زبان

(anatomy) Any of the many small fluid-filled sacs located at the point where a muscle or tendon slides across bone. These sacs serve to reduce friction between the two moving surfaces. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه

    noun
  • بورسا

    We've parted in Bursa, but we're united again.

    توي بورسا از همه جدا شديو و از دوباره به هم رسيديم

  • انبانه

  • ترجمه های کمتر

    • (کالبد شناسی) کیسه ی زلالی
    • حفره (به ویژه اگر پر از مایع باشد و از اصطکاک استخوان و غضروف جلوگیری کند)
    • کیسه سروزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bursa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bursa proper noun

A city in northwestern Turkey. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بورسا

    We've parted in Bursa, but we're united again.

    توي بورسا از همه جدا شديو و از دوباره به هم رسيديم

عباراتی شبیه به "bursa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bursa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه