ترجمه "burrow" به فارسی

نقب زدن, نقب, لانه بهترین ترجمه های "burrow" به فارسی هستند.

burrow verb noun دستور زبان

A tunnel or hole, often as dug by a small creature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقب زدن

    verb

    Boromir seemed to bc swimming or burrowing with his great arms rather than walking.

    که بورومیر به جای راه رفتن با بازوان بلندش مشغول شنا کردن یا نقب زدن است.

  • نقب

    noun

    Boromir seemed to bc swimming or burrowing with his great arms rather than walking.

    که بورومیر به جای راه رفتن با بازوان بلندش مشغول شنا کردن یا نقب زدن است.

  • لانه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تونل
    • سوله
    • شکاویدن
    • کاویدن
    • تونل زدن
    • تونل ساختن
    • جستجو کردن
    • سوراخ (که توسط حیوان کنده شده باشد)
    • سوراخ کردن
    • لانه ی زیر زمینی
    • کاوش کردن
    • کندن (سوراخ)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burrow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "burrow"

عباراتی شبیه به "burrow" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) بوف کاوگر (Athene cunicularia - بومی دشت های امریکای شمالی و جنوبی)
اضافه کردن

ترجمه های "burrow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه