ترجمه "burred" به فارسی
خاردار, زبر بهترین ترجمه های "burred" به فارسی هستند.
burred
adjective
verb
Simple past tense and past participle of burr. [..]
-
خاردار
adjective -
زبر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "burred" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) جل وزغ (گونه های جنس Sparganium که گیاهی آبزی است و برگ های علف مانند و میوه ی سخت و تیغدار دارد)
-
(گیاه شناسی) بلوط مقاوم (Quercus macrocarpa که بلوط درشتی می دهد - mossy-cup oak هم می گویند) · کوارکوس ماکروکارپا
-
شبدر خاردار · مديكاگو هيسپيدا · مدیکاگو پلیمورفا
-
شبدر خاردار لكهاي
-
اسپرغان
-
(دندان پزشکی) زبانه ی مته · اداره · بته ی خارگوی · برمه ای · بورو · تیغ · تیغه ی دستگاه برش · تیف · خار · خاربن · خارگوی (میوه یا پوشش تخم برخی گیاهان وحشی که مانند گوی خارداری است و به لباس می چسبد) · خاشه · خاشه یاخارگوی روی لباس را پاک کردن · دفتر · رجوع شود به burr · زبانه ی دریل · مخفف : بورو · میانمار · میانماری · وابسته به کشور برمه · کشور برمه · گیاه خاشه دار
-
(گیاه شناسی) وابسته به تیره ی Sparganiaceae و راسته ی Typhales که گیاهان تک لپه ای و مرداب زی هستند · جل وزغی
-
شبدر خاردار لكهاي · مدیکاگو آرابیکا · یونجه عربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن