ترجمه "burr" به فارسی
پلیسه, برقو, خارفلز بهترین ترجمه های "burr" به فارسی هستند.
burr
verb
noun
دستور زبان
A sharp, pointy object, such as a sliver or splinter. [..]
-
پلیسه
-
برقو
-
خارفلز
-
ترجمه های کمتر
- ناصافی
- (زبان شناسی)
- تلفظ مشدد صدای r (مثلا در گویش اسکاتلندی)
- ته میخ پرچ
- ته یا انتهای ریوت (rivet)
- حرف r را کشیدن و با لرزش ادا کردن
- حرف یا آوای r را به طور مشدد تلفظ کردن
- دارای لبه ی اره مانند کردن
- رجوع شود به buhrstone
- رجوع شود به bur
- صدای فرفره
- صدای فرفره کردن
- صدای ور ور
- صدایی شبیه صدای باد زن برقی
- ناصاف کردن
- ناصافی یا تیزی لبه ی فلز (در اثر مته کردن یا برش)
- ور ور کردن
- پلیسه دار کردن فلز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Burr
proper
noun
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Burr" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Burr در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "burr"
عباراتی شبیه به "burr" با ترجمه به فارسی
-
مدیکاگو لاسینیاتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن