ترجمه "bushed" به فارسی
(بیشتر در استرالیا) سردرگم (مثل کسی که در بوته زار وحشی گم شده باشد), (عامیانه) خیلی خسته بهترین ترجمه های "bushed" به فارسی هستند.
bushed
adjective
Very tired; exhausted. [..]
-
(بیشتر در استرالیا) سردرگم (مثل کسی که در بوته زار وحشی گم شده باشد)
-
(عامیانه) خیلی خسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bushed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bushed" با ترجمه به فارسی
-
لوبياهاي بوتهاي (فازئولوس)
-
(جانورشناسی) گونه های نخستیان میمون مانند جنگل های حاره ی افریقا از تیره ی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
-
(گیاه شناسی) لوبیای بته ای (انواع گیاهان لوبیای معمولی Phaseolus vulgaris که بته دارتر و پرپشت تر از گونه های دیگر لوبیا هستند)
-
سیاهدانه دمشقی
-
(امریکا - خودمانی) ناپیشه کار و ناشی · (خودمانی) ریش (به ویژه اگر بلند و پرپشت باشد) · (مانند بته) پرپشت وگسترده شدن یا بودن · (معمولا با: the) بوته زار وحشی · (مهجور) شاخه ی پاپیتال که سابقا نشان شراب بود و بر تابلوی میخانه ها می کشیدند · (مهجور) میخانه · (مکانیک) بوش زدن · (گیاه کوتاهی که به جای یک ساقه ی اصلی چندین ساقه ی گسترنده دارد) گیاه پرپشت · با بته آراستن یا پوشاندن یا احاطه کردن 0 · بته · بته زار · بته مانند (به ویژه دم جانور اگر پرپشت و فرچه مانند باشد) · بوته · بوته توت فرنگی · بی ارزش · بیاره · تیماس · جاروبک · جاروبک مانند · جاروبکی · جای دور افتاده · جای پوشیده از بته · جنگل · درختچه · سرزمین پربته و رام نشده و بی ساکن · فرچه مانند · لایی یا آستری زدن به · مالش · ناچیز 1 · هرچیز شبیه بته · گلبن
-
خورشیدی
-
سسک بیشه ژاپنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن