ترجمه "bushel" به فارسی
پیمانه, بوشل, کیل بهترین ترجمه های "bushel" به فارسی هستند.
bushel
verb
noun
دستور زبان
A dry measure, containing four pecks, eight gallons (36.4 L), or thirty-two quarts. [..]
-
پیمانه
noun15 Behold, do men light a acandle and put it under a bushel?
۱۵ بنگرید، آیا مردان شمعی روشن می کنند و آن را زیر یک پیمانه می گذارند؟
-
بوشل
unit of volume used in the United Kingdom
-
کیل
noun
-
ترجمه های کمتر
- (امریکا) وصله کردن
- (عامیانه) مقدار زیاد (مخفف آن : bu)
- بوشل (پیمانه ی غلات و میوه جات که معادل است با سی و دو کوارتز یا 42/53 لیتر و یا هشت گالن)
- تعمیر کردن (به ویژه جامه)
- تغییر دادن
- رفو کردن
- ظرفی به گنجایش یک بوشل
- مرمت کردن
- وزنی برابر یک بوشل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bushel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن