ترجمه "butternut" به فارسی

گردوي سفيد, (جنگ های داخلی امریکا - قدیم - خودمانی) سرباز جنوبی, (گیاه شناسی) گرده ی سفید (Juglans cinerea - بومی نواحی شرقی امریکای شمالی) بهترین ترجمه های "butternut" به فارسی هستند.

butternut noun دستور زبان

A North American walnut tree, Juglans cinerea , or the wood, bark, or nut of this tree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردوي سفيد

    common name for plants

  • (جنگ های داخلی امریکا - قدیم - خودمانی) سرباز جنوبی

  • (گیاه شناسی) گرده ی سفید (Juglans cinerea - بومی نواحی شرقی امریکای شمالی)

  • ترجمه های کمتر

    • جوگلانس سینرئا
    • هسته گردوی سفید (که خوراکی و بسیار روغنی است - souari nut هم می گویند)
    • چوب گردوی سفید (که از چوب گردوی معمولی سبک تر است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " butternut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Butternut noun دستور زبان

A Confederate Southerner, or somebody who supported southern rights and slavery [19th c.] [..]

+ اضافه کردن

"Butternut" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Butternut در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "butternut"

عباراتی شبیه به "butternut" با ترجمه به فارسی

  • کدو گردویی (کدوی کوچک و ناقوس شکل و صیقلی پوست که گوشت آن زرد است و در اول زمستان به دست می آید)
  • کدو گردویی (کدوی کوچک و ناقوس شکل و صیقلی پوست که گوشت آن زرد است و در اول زمستان به دست می آید)
اضافه کردن

ترجمه های "butternut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه