ترجمه "caffeine" به فارسی
کافئین, كافئين, کثفئین (الکالوئید تلخ و بلورینی به فرمول C8H10N4O2 که در چای و قهوه و کولا وجود دارد) بهترین ترجمه های "caffeine" به فارسی هستند.
caffeine
noun
دستور زبان
An alkaloid, C 8H 10N 4O 2, found naturally in tea and coffee plants which acts as a mild stimulant on the central nervous system. [..]
-
کافئین
nounchemicals [..]
Or at least highly caffeinated, as per usual.
یا حداقل کسی که زیاد کافئین مصرف کرده.
-
كافئين
alkaloid found naturally in tea and coffee plants
I need enough caffeine to keep awake until the day after prom.
اونقدر كافئين نياز دارم كه بتونه تا روز بعد از جشن منو بيدار نگه داره
-
کثفئین (الکالوئید تلخ و بلورینی به فرمول C8H10N4O2 که در چای و قهوه و کولا وجود دارد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caffeine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "caffeine"
عباراتی شبیه به "caffeine" با ترجمه به فارسی
-
دارای کافئین
-
کافئین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن