ترجمه "calibrate" به فارسی
مدرج کردن, (توپخانه) خصلت یابی کردن, (در مورد ابزار و سنجه های مدرج) درجه بندی کردن بهترین ترجمه های "calibrate" به فارسی هستند.
calibrate
verb
دستور زبان
To check or adjust by comparison with a standard. [..]
-
مدرج کردن
-
(توپخانه) خصلت یابی کردن
-
(در مورد ابزار و سنجه های مدرج) درجه بندی کردن
-
ترجمه های کمتر
- (درجه بندی چیزی را) سنجیدن
- تنظیم کردن
- درجه گرفتن
- زینه بندی کردن
- فارغ التحصیل شدن
- قطر سنجی کردن
- پرازه سنجی کردن
- کالیبر (چیزی را) معلوم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calibrate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calibrate" با ترجمه به فارسی
-
برنامه جادویی تنظیم بلندگو
-
استعداد · دهنه · قطر · قطرتویی · میزان یادرجه اهمیت · چونی · کالیبر · کیفیت · گلوله خور · گنجایش
-
استانداردسازی · درجه بندی · درجهبندى · کالیبراسیون
-
استانداردسازی · درجه بندی · درجهبندى · کالیبراسیون
-
استعداد · دهنه · قطر · قطرتویی · میزان یادرجه اهمیت · چونی · کالیبر · کیفیت · گلوله خور · گنجایش
-
استانداردسازی · درجه بندی · درجهبندى · کالیبراسیون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن