ترجمه "caller" به فارسی

بازپرداز, فراخواننده, (اسکاتلند) تازه (در مورد خوراک) بهترین ترجمه های "caller" به فارسی هستند.

caller noun adjective دستور زبان

The person who made a telephone call. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازپرداز

  • فراخواننده

  • (اسکاتلند) تازه (در مورد خوراک)

  • ترجمه های کمتر

    • بانگ زن
    • تلفن کننده
    • خنک و مفرح (در مورد نسیم و غیره)
    • دیدارگر (visitor هم می گویند)
    • کسی که برای مدت کوتاهی به ملاقات دیگری می رود
    • کسی که پشت خط تلفن است
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " caller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "caller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه