ترجمه "callous" به فارسی
سخت, سفت, پینه بهترین ترجمه های "callous" به فارسی هستند.
callous
adjective
noun
verb
دستور زبان
Emotionally hardened; unfeeling and indifferent to the suffering/feelings of others. [..]
-
سخت
adjectiveIt was impossible to make him understand that one might be outraged by his callous selfishness.
امکان نداشت بشود به او فهماند که شخص ممکنست به واسطه خودخواهی سرسخت او سخت خشمگین شود.
-
سفت
adjective -
پینه
I have a callous on my fingers.
انگشتهایم پینه بسته است.
-
ترجمه های کمتر
- سنگدل
- چغر
- آژخ
- سوزاندن
- آژخناک کردن یا شدن
- بی رحم
- بی مروت
- داغ زدن
- داغ کردن
- سنگ دل
- عاری از احساس و مروت
- پینه دار کردن یا شدن
- پینه زدن
- پینه زده
- چغر شدن یا کردن
- کبره بسته (calloused هم می گویند)
- کبره دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " callous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن