ترجمه "callus" به فارسی

پینه, شغه, شوغ بهترین ترجمه های "callus" به فارسی هستند.

callus verb noun دستور زبان

A hardened area of the skin (especially on the foot or hand) caused by repeated friction, wear or use. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پینه

    noun

    hardened part of the skin [..]

    The space between thumb and forefinger and the hams of his hands were shiny with callus.

    میان شست و سبابه و کف دست پینه بسته بود.

  • شغه

    hardened part of the skin

  • شوغ

    hardened part of the skin

  • ترجمه های کمتر

    • کالوس
    • کلخچ
    • پينه
    • آزخ
    • آژخ
    • ميانپوست
    • میخچه
    • چغر
    • کبره
    • پوست
    • (پزشکی) پینه
    • (پزشکی) کال (بافت فیبری که در محل جوش خوردن استخوان شکسته به وجود می آید و کم کم سخت و کمی برجسته می شود)
    • (گیاه شناسی) گره
    • استخوان جوش
    • روپوست جانوري
    • سخت شدگی پوست (به ویژه دستان و پاها)
    • پینه دار شدن یا کردن
    • گره دار کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " callus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "callus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "callus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه