ترجمه "camp" به فارسی
اردوگاه, کمپ, اردو بهترین ترجمه های "camp" به فارسی هستند.
An outdoor place acting as temporary accommodation in tents or other temporary structures. [..]
-
اردوگاه
nounbase [..]
Millions of refugees are in camps and villages and towns around Syria.
میلیونها پناهجو در اردوگاهها و روستاها و شهرهای اطراف سوریه هستند.
-
کمپ
base [..]
I just suspected they were from the refugee camp.
? فکرکنم از همون کمپ پناهنده ها بودن?
-
اردو
nounYou're not really going to go camping with Tom, are you?
تو که واقعا با تام نمی روی اردو. می روی؟
-
ترجمه های کمتر
- اردو زدن
- چادر
- قرارگاه
- پادگان
- اقامتگاه
- دسته
- گروه
- سربازخانه
- بارگاه
- کلبه
- (برای تفریح و تعطیلات) در چادر یا هوای آزاد زیستن
- (خودمانی) مبتذل
- (در مورد مرد) رفتار زنانه
- به اردوگاه رفتن
- خیمه برپا کردن
- خیمه سرا
- در اردوگاه جا دادن
- دسته (سیاسی یا نظامی یاعقیدتی)
- زندان صحرایی
- زندگی سربازی
- غمزه ی خرکی
- قر و عشوه
- منزل دادن
- پرادا و اطفار
- پرده سرا
- پناهگاه موقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " camp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Initialism of [i]cyclic AMP[/i].
"cAMP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای cAMP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
A diminutive of the male given name Campbell. [..]
"Camp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Camp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Central Atlantic magmatic province
"CAMP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CAMP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "camp"
عباراتی شبیه به "camp" با ترجمه به فارسی
-
اردو زدن · خیمه برپا کردن · منزل دادن
-
کمپ دیوید
-
پیمان کمپ دیوید
-
(ارتش) آجودان · آجودان · آجودان ویژه · مساعد
-
اردوزنی · اوقات فراغت · تفریح · فعالیتهای اوقات فراغت · قرار گاه · کمپینگ
-
(امریکا) گردهمایی مذهبی (که در هوای آزاد یا در چادر برگزار می شود)
-
صندلی سبک و تاشو · صندلی سفری
-
رجوع شود به Canada Jay