ترجمه "campsite" به فارسی
اردوگاه, محوطه ی اردوگاه یا خیمه سرا, مقر اردوگاه موقت بهترین ترجمه های "campsite" به فارسی هستند.
campsite
noun
دستور زبان
A place where a tent may be or is pitched. [..]
-
اردوگاه
nounplace used for overnight stay in the outdoors
The wizard in plus fours accompanied them toward the gate to the campsite.
جادوگری که شلوار گلف پوشیده بود همراه آنها به سمت دروازهی بزرگ اردوگاه حرکت کرد.
-
محوطه ی اردوگاه یا خیمه سرا
-
مقر اردوگاه موقت
-
پارک (مجهز به آب و مستراح و آتشگاه برای پخت و پز و جا برای چادر زدن یا بیتوته)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " campsite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "campsite"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن