ترجمه "campus" به فارسی
پردیس, دانشگاهی, پردیز بهترین ترجمه های "campus" به فارسی هستند.
campus
verb
noun
دستور زبان
The grounds or property of a school, college, university, business, church, or hospital, often understood to include buildings and other structures. [..]
-
پردیس
noun propergrounds or property of a school, etc
taking majors in biology and art, he came to the campus.
و زیست شناسی و هنر می خواندم، او به پردیس دانشگاه آمد.
-
دانشگاهی
move around a campus like Brown on my own.
به طور اتفاقی در محیط دانشگاهی مثل دانشگاه براون به تنهایی گردش کنم.
-
پردیز
-
ترجمه های کمتر
- پردیزه
- (برای تنبیه) دانشجو یا دانش آموز را به ماندن در محوطه ی مدرسه محدود کردن
- زمین (و گاهی ساختمان های) بیمارستان یا شرکت صنعتی و بازرگانی و غیره
- زمین و ساختمان های دانشگاه یا مدرسه
- محوطه ی دانشگاه
- وابسته به محدوده ی دانشگاه یا مدرسه
- پردیس دانشگاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " campus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "campus"
عباراتی شبیه به "campus" با ترجمه به فارسی
-
آزار جنسی در پردیس دانشگاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن