ترجمه "campy" به فارسی
مبتذل, (خودمانی), (معمولا برای خنده) دارای قر و غمزه ی زنانه (توسط مرد) بهترین ترجمه های "campy" به فارسی هستند.
campy
adjective
دستور زبان
Characterized by camp or kitsch, especially when deliberate or intentional. [..]
-
مبتذل
-
(خودمانی)
-
(معمولا برای خنده) دارای قر و غمزه ی زنانه (توسط مرد)
-
ترجمه های کمتر
- دارای عشوه گری خرکی
- پرادا و اصول
- پیش پا افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " campy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن