ترجمه "canadian" به فارسی

کانادایی, اهل کانادا, وابسته به کانادا بهترین ترجمه های "canadian" به فارسی هستند.

canadian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کانادایی

    noun

    In fact, when we're traveling abroad, it's how we identify fellow Canadians.

    در حقیقت، اینطوری یک هم وطن کانادایی را در سفر تشخیص می دهیم.

  • اهل کانادا

    They were Canadians, a delightful middle aged couple.

    انها اهل کانادا بودند، یک زوج سر حال و میان سال.

  • وابسته به کانادا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " canadian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Canadian adjective noun proper دستور زبان

Person from Canada. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کانادایی

    noun

    person from Canada

    In fact, when we're traveling abroad, it's how we identify fellow Canadians.

    در حقیقت، اینطوری یک هم وطن کانادایی را در سفر تشخیص می دهیم.

تصاویر با "canadian"

عباراتی شبیه به "canadian" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به Canadian French · کانادایی فرانسوی تبار
  • بیکن کانادایی (گوشت ران خوک نمک زده و لایه لایه شده)
  • (زبان شناسی) واژه یا عبارتی که ویژه ی انگلیسی کانادایی است · سنت یا باور کانادایی
  • (زبانشناسی) گویش انگلیسی متداول در کانادا (که شبیه انگلیسی امریکایی است)
  • (زبانشناسی) گویش فرانسوی مرسوم در کانادا
اضافه کردن

ترجمه های "canadian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه