ترجمه "capability" به فارسی
توانایی, قابلیت, استعداد بهترین ترجمه های "capability" به فارسی هستند.
capability
noun
دستور زبان
The power or ability to generate an outcome. [..]
-
توانایی
nounAnd few people are capable of honoring that responsibility.
و افراد کمی هستن که توانایی پذیرفتن چنین مسولیتی رو داشته باشن.
-
قابلیت
nounThis program has both downloading and uploading capabilities.
این برنامه قابلیت دانلود و آپلود، هر دو را دارد.
-
استعداد
nounWhat filthy things my heart is capable of.
و اما واقعاً دل من استعداد چه کثافتهایی را دارد!
-
ترجمه های کمتر
- امکانات
- ظرفیت
- صلاحیت
- قدرت
- لیاقت
- گنجایش
- گنجایی
- جربزه
- عرضه
- (جمع) استعدادها و خصوصیاتی که هنوز به کار گرفته نشده یا هنوز به کمال نرسیده
- لیاقت – صلاحیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capability" با ترجمه به فارسی
-
ظرفیت سرزمين · قابلیت زمین
-
توانایی · قابلیت
-
توانایی ها
-
( با of و to be) توانستن · آماده · استعداد کاری را داشتن · با عرضه و با جربزه · توانا · دارای امکان چیزی · زبردست · قادر · قدرت داشتن · لایق · ماهر · مستعد · واجد شرایط بودن · وشکول · کار آمد
-
ازروی لیاقت یااستعداد · باداشتن صلاحیت
-
دیسک چند جلسه ای
-
( با of و to be) توانستن · آماده · استعداد کاری را داشتن · با عرضه و با جربزه · توانا · دارای امکان چیزی · زبردست · قادر · قدرت داشتن · لایق · ماهر · مستعد · واجد شرایط بودن · وشکول · کار آمد
-
( با of و to be) توانستن · آماده · استعداد کاری را داشتن · با عرضه و با جربزه · توانا · دارای امکان چیزی · زبردست · قادر · قدرت داشتن · لایق · ماهر · مستعد · واجد شرایط بودن · وشکول · کار آمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن