ترجمه "capable" به فارسی
ماهر, قادر, توانا بهترین ترجمه های "capable" به فارسی هستند.
capable
adjective
دستور زبان
Able and efficient; having the ability needed for a specific task; having the disposition to do something; permitting or being susceptible to something. [..]
-
ماهر
adjective -
قادر
properThe little girl is not capable of riding a bicycle.
آن دختر کوچولو قادر به سوار شدن به دوچرخه نیست.
-
توانا
adjectiveHe is really a capable and dangerous knight.
او يک شواليه ي توانا و خطرناک است.
-
ترجمه های کمتر
- لایق
- مستعد
- آماده
- وشکول
- زبردست
- ( با of و to be) توانستن
- استعداد کاری را داشتن
- با عرضه و با جربزه
- دارای امکان چیزی
- قدرت داشتن
- واجد شرایط بودن
- کار آمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capable" با ترجمه به فارسی
-
ظرفیت سرزمين · قابلیت زمین
-
توانایی · قابلیت
-
(جمع) استعدادها و خصوصیاتی که هنوز به کار گرفته نشده یا هنوز به کمال نرسیده · استعداد · امکانات · توانایی · جربزه · صلاحیت · ظرفیت · عرضه · قابلیت · قدرت · لیاقت · لیاقت – صلاحیت · گنجایش · گنجایی
-
توانایی ها
-
ازروی لیاقت یااستعداد · باداشتن صلاحیت
-
دیسک چند جلسه ای
-
(جمع) استعدادها و خصوصیاتی که هنوز به کار گرفته نشده یا هنوز به کمال نرسیده · استعداد · امکانات · توانایی · جربزه · صلاحیت · ظرفیت · عرضه · قابلیت · قدرت · لیاقت · لیاقت – صلاحیت · گنجایش · گنجایی
-
(جمع) استعدادها و خصوصیاتی که هنوز به کار گرفته نشده یا هنوز به کمال نرسیده · استعداد · امکانات · توانایی · جربزه · صلاحیت · ظرفیت · عرضه · قابلیت · قدرت · لیاقت · لیاقت – صلاحیت · گنجایش · گنجایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن